معمولاً بخش نخستين بسياري از كتابهاي لغتنامه و يا كتب آموزش زبانهاي مكتوب جهان، به تعيينِ قواعدِ كليئي رسمالخط متبوع آن زبان، اختصاص دارد؛ اما نبود يك خط مستقل براي نگارش زبان لري باعث شده است تا ، هرگز كسي به فكر تدوين قواعدي براي شيوهي نگارش كلماتِ لري نباشد. امروزه اما، - پس از گردآوري و ابداع يك مجموعه از نويسههاي قراردادي براي وانماياندن و مكتوب نمودنِ آواهاي رايج در گويشهاي مختلف اين زبان پرسابقه، كه در نهايت منجر به پيدايش خطي تحت عنوان لور گرديد، و – با توجه به نوبنياد بودن خط لري، كه تقريباً هيچ يك از گويشورانش داراي خاطرهاي مكتوب، و ذهنيتِ ديداري و نويسهايي استانداردي از زبان مادرييشان نيستند، براي جلوگيري از ابتلاء به آفتِ آشفتگيهاي املائي و به حداقل رساندنِ چندگانهگيهاي نگارشِ هريك از واژهگان اين زبان،- كه طبق يك قانون كليي زبانشناسي دامنگير همهي خطهاي نوپا ميشود،- نياز مبرمي به تدوين و تعيينِ قواعدِ نگارشي و يا بهاصطلاحِ رايجتر قواعدِ رسمالخطيي،- رايجترين و فراگيرترين و پُركاربرترين،- خطِ زبان لري يا همان خط لور احساس ميشود.
با عنايت به آنچه كه گفته هميآمد، و از آنجا كه نگارندهي اين سطور ، تا حد زيادي با سير ابداع، تحول و تطور و در يك كلام تاريخچه، و همچنين فلسفهي وجودي و رسالت پيشبيني شده براي خط لور آشنايي دارد، برآن است، تا در اينجا، با استفاده از تجربيات موفق و ناموفقِ ديگر خطهاي - آوانگارِ - موجودِ قابل رمزگشايي از ساير زبانهاي رايج و مردهي دنيا،- و بويژه خط فارسي و عربيكه خط لريي لور دستِكم از نظر ديداري و نويسهاي، به ترتيب داراي بيشترين وامگيري، اقتباس و اثرپذيري از آنها بوده است،- بهصورتي فهرستوار، موجز وبدور از حواشيي غير ضروري، اما در عين حال بسيار كامل و كلي، موارد زير را براي، قواعد کلیي املای كلمات لري در خط لور، ارائه نمايد.
گذشته از اينكه ما چه خط آوانگاري را مينويسيم، تقريباً اكثر قواعد رسمالخطهاي گوناگون موجود در جهان بهصورت مشترك، البته با شدت و ضعف و تقدم تأخرهاي متفاوت، بر موارد زير تأكيد ميكنند :
1 – تطابق مكتوب و ملفوظ: يعني، رعايت اصول آواشناسي در همزماني و تطابق هر نويسه با آواي متناظرش به هنگام اداي واژه. به بياني سادهتر، استفاده درست از نويسهها براي همخواني و شباهت كامل آنچه كه نوشته ميشود با آنچه كه بيان و يا شنيده مي گردد.
2 – رعايت خاصيت تميز و پرهيز از شبه و اشتباه: يعني، تا جاي ممكن از نوشتن صورتهاي مشابه براي واژهگان متفاوت اجتناب شود، مگر در مواردي كه ناچار باشيم.
3 – دوري از استثناء و قاعدههائي كه شمول كلي قواعد را نقض ميكنند. يعني، هر قاعده ميبايست تا ميتواند بدون استثناء باشد.
4- رعايت اصل كلمه. يعني، شكل نوشتاري كه ريشهي واژه را بسيار بهتر نشان ميدهد؛ و در يافتن بن ، اصل و ريشهي واژه موفقتر است، اختيار شود .
5 – برگزيدن آشناترين حالت. يعني، مشهورترين و رايجترين و متداولترين شكل و حالت نوشتاريي كلمه انتخاب شود.
6 – حفظ استقلال و تشخص كامل خط. يعني استقلال خط ، در برابر خطهاي ديگر زبانها كه از نويسه هاي مشابه استفاده ميكنند ، حفظ شود. به بيان ديگر اينكه خواننده در هنگام ديدن يك متن بتواند تشخيص دهد كه واژههاي نوشته شده، در ميان خيل خطهاي كه از اين نوع نويسه ها استفاده مي كنند، متعلق به كداميك از زبانها ميباشد . براي مثال دربارهي خط لور ، حفظ استقلال آن در برابر خطوط زبانهاي مانند عربي و فارسي و امثالهم كه از نويسههاي مشابه استفاده ميكنند.
7- رعايت زيبايي خط. يعني، به شكل ، ظاهر ، زيبايي ، رواني در نوشتن و چشم نوازي ، نويسههاي كنار هم چيده شده توجه شود .
8 – ارجحيت سادهترين حالت.يعني، استفاده از تركيب و شكلي كه آموزش و تعليم آن سادهتر و در ذهن ماندني و ماندگارتر باشد .
9 – رعايت موازين و قوانين دستوري زبان. يعني، در هنگام نگارش يك واژه يا ملفوظ، استقلال، تشخص و نقش آن نسبت به ديگر عناصر و واحدهاي صرفي موجود در زنجيرهي زباني آن زبان مد نظر گرفته شود.
با آنكه حالت غاييي قوانين بشري، بلا استثناء بودن است؛ اما متأسفانه در بيشتر موارد اين مهم تحقق نميپذيرد، و عليرغم تلاشهاي انجام شده ناچار به وضع قوانيني ميشويم كه فراگير بودنشان با چند استثناء خدشهدار و در نهايت پذيرفته ميگردد. با تمام تلاشي كه شده است قوانين کلیي حاكم بر املای كلمات لري در خط لور نيز از اين قاعده مستثني نبوده و ما ضمن پذيرفتن كليت قواعد 9 گانهي فوق ، در برخي موارد ناچار به پذيرفتن يكسري از استثنائات هستيم. با اين همه با در نظر گرفتن و رعايت اين قواعد ميتوان به دقت و سامان بيشتري در نوشتن واژه گان لري با خط لور رسيد .
