تبليغاتX
خـط لــری - توضيحي بر چگونگي نگارش آواهاي گرد و نیم گرد

خـط لــری

لـور- خطی برای آسان آموختن و بهتر نوشتن و روان خواندن

پيشنهاد مي‌شود براي بهتر خواندن اين نوشته، و ديگر نوشتارهاي پيوسته به آن،  فونتهاي لري Lurian-Tahoma   و Lurian-Nazanin  را حتماً دانلود نماييد.

 

بر من است تا پيش از شروع، نخست از همه‌ي سروران و بزرگواران، و در اينجا بويژه از برادر و دوست گرامي‌ام جناب آقاي رادپپور، براي بذل لطف، توجه‌ و ريزبيني‌شان نسبت به زبان و خط لري و نوشتارهاي پيشين اين كمينه در اين باب بسيار سپاسگزاري نمايم، و دو ديگر آنكه براي همه‌ي كاستي‌هاي علمي اين كمينه از جمله كمي بودن نمونه‌ها و نيز نقصان‌هاي فني پيش آمده پوزش بخواهم. در مورد اندازه‌ي صفحه‌ ي متن ارسال شده كوتاهي از اين كمينه بود كه از بابت شرمسارم و بلافاصله پس از آگاهي از ان مرتفع شد. براي مشكل خوانش فونتها نيز، به گمانم اختلاف در نسخه‌هاي مورد استفاده‌ي فونت لري در نوشتارهاي اين كمترين و ديگر بزرگواران باعث بروز مشكلاتي شده است. كه براي رفع و پيشگري از وقوع مجدد‌ اين نقيصه، خاضعانه پيشنهاد مي‌شود اين نسخه‌هاي فونتهاي لريLurian-Tahoma   و Lurian-Nazanin  را حتماً دانلود نماييد.

 

پيرامون مشكل خلط و شبه در خوانش «O» پايان كلمات با آواي «U» نيز علاوه بر جلب توجه بيشتر شما به شماره‌ي 3 نوشتار چگونگي نگارش آواهاي گرد، بايسته‌ است عرض نماييم، شايد شبه از آنجا وارد شده است كه، شكل نويسه‌ي «و» ( براي نمايش آواي «O» پايان واژه‌گان ) با شكل نويسه‌ي  «وً» ( براي نمايش آواي «U») بسيار شبيه هم هستند،  البته نويسه‌ي دوم را مي‌توان با يك نقطه كه در بالاي آن قرار دارد، از نويسه‌ي نخست تميز داد. البته ممكن است تفاوت نسخ فونتهاي لري، و يا اشتباه تايپي‌ي اين حقير باعث بروز چنين موردي شده باشد، ‌كه اگر چنين باشد از اين بابت پوزش مي‌طلبم. به هر حال اگر به اين تفاوت نويسه‌ها توجه بيشتري شود، در مي‌يابيم كه واژه‌گان «جو» ( معادل «جان» در فارسي) و «جوً» ( معادل «جوي آب» در فارسي) و يا «نو» ( معادل «نان» در فارسي) و «نوً» ( معادل « نو، تازه » در فارسي) و يا «بو» ( معادل «بام، بيانداز » در فارسي) و «بوً» ( معادل «شميم، باش » در فارسي) و بسياري واژه‌گان ديگر از اين دست هرگز با يكديگر خلط نمي‌شوند. لازم به ذكر است كه بنابر تنوع بسيار لهجه‌ها و گويش‌هاي زبان لري، و نيز عدم پذيرش يك گويش استاندارد، - كه البته در هر زبان ديگري كه سابقه‌ي نوشتاري نداشته باشد نيز وجود دارد، -  و نيز به عنوان يك قانون كلي براي تمامي زبانها – اعم از آن‌ها كه خط نوشتاري كهني دارند يا اصلاً خطي براي نگارش ندارند – عدم تشابه نوشتاري، يا شنيداري‌ي واژه‌گان امري محال است. شاهد اين گفته وجود خيل عظيمي از اين‌گونه واژه‌گان در فرهنگ لغات زبانهاي گوناگون مي‌باشد، يك نمونه دم دست از فارسي « پهلوي » و « پهلوي » مي‌باشند كه يكي معناي ( كناري ) و ديگري معناي ( يك زبان ايراني است ) و يا يك نمونه ديگر و اينبار از زبان انگليسي « spring » كه معاني‌ي (بهار، چشمه‌، فنر، انبرك‌ ) را دارد. به همين دليل بيشتر تلاش‌هاي تدوين شيوه‌نامه‌هاي نگارشي زبان‌هاي گوناگون مصروف كمتر كردن اين شبهات مي‌باشد. از ديگر سو نبايد فراموش شود كه بررسي‌ي درزماني و هم‌زماني‌ي واژه‌گان دو امر كاملاً مجزاست. چه براي نمونه ما به هنگام خواندن  جملات زير، حتي بدون وجود اعراب، هرگز براي تلفظ نويسه‌هاي «پ، ه، ل، و، ي » به مشكلي برنمي‌خوريم. زيرا هويت واژه‌ را بصورت درزماني و هم‌نشيني درمي‌يابيم، نه بصورت هم‌زماني.

" حسين پهلوي ستون نشسته است."   

" حسين پهلوي را خوب مي‌داند."

حال تصور كنيد كه به اين جملات، نشانه‌هاي نگارشي، اعراب و... نيز افزوده شوند. طبيعتاً وضوح و روشني و راحتي خوانش بسيار بيشتر مي‌شود. لذا پسنديده‌تر آن است كه براي نگارش واژه‌گان به نقش آنها در يك جمله و روابط هم‌نشيني هم توجه شود.

درباره‌ي ريشه‌ي واژه‌گاني كه بر شمرديد، بايد بگويم كه ؛ ريشه‌شناسي‌ها و نيز تأثير آنها بر نگارش متفاوت از خوانش برخي واژه‌گان را كاملاً قبول دارم. ولي در مورد خط لور مي‌بايست اين را هم مد نظر داشت كه در بسياري از لهجه ها و گويش‌هاي لري بسياري از آوا‌ها كاربرد دارند كه شايد در برخي ديگر از لهجه‌ها و گويش‌هاي اين زبان استفاده نمي‌شوند. براي نمونه واژه‌ي خوت = خو + ت ( معادل «خودت» در فارسي ) كه در برخي گويش‌هاي زبان لري اين‌گونه ادا مي‌شود :

1 – گويش لري‌ي شمال غربي ( لهجه‌ي خرم‌آبادي ) : Xot

2 – گويش لري‌ي ثلاثي ( لهجه‌ي بروجردي ) : Xoet

3 – گويش لري‌ي جنوبي ( لهجه‌ي ديلمي ) : Xuvt

4 -  زبان لر‌هاي شمالي ( لكي لهجه‌ي كرمانشاهي ) : Xowt

5 – گويش لري‌ي مياني ( لهجه‌ي چهارلنگ ) : Xot

از ْنجا كه خط يك قرارداد تداعي كننده‌ي آواي واژه‌گان است و چون يكي از رسالت‌هاي خط لور وحدت بخشي‌ي نوشتاري زبان لري، تا حد ممكن، ‌ است.براي همين سعي برآن شده تا مأنوس‌ترين اشكال براي تداعي‌ي پركاربردترين واژه‌گان انتخاب شود. در همين مثال ارائه شده، بيشتر خوانندگان لر زبان از يك شكل يك مفهوم را در مي‌يابند، اين در حالي است كه ممكن است هركدام قرائت‌ها و تداعي‌هاي آوايي لهجه و گويش خود را از آن داشته باشند.

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 21:33  توسط احد رستگار فرد  |