|
شيوهي نگارش خط لري چگونگي نگارش آواهاي گرد احد رستگارفرد پيش درآمد به هنگام مطالعه عناوين نوشتارهاي دومين ويژه نامهي روز جهانيي زبانِ مادريي نشريهي اينترنتيي لور ( منتشره در اسفندماه 1386- مارس 2008 ) عنوان «بحثی در کاراييي رسمالخط لور برای لری ملایری» به قلم برادر همتبار و دوست گراميام جناب آقاي اسماعيل رادپور بيش از ديگر نوشتارها توجه مرا به خود جلب كرد. شايد از جهت كه تنها نوشتاري بود كه به مبحث مورد علاقهي اين كمينه پرداخته بود. هنگاميكه آنرا خواندم لذت اين كشف برايم دو چندان شد. چه نگارنده با ديدي دقيق به دو مورد از موارد مهم نگارش خط لري اشاره نموده بودند. مباحثي كه كمينه آنها را به ترتيب «آواهاي گرد و نيمگرد ( اعم از واكه و همخوان )»، و «نشانههاي مفعولي در زبان لري» و چگونگي نگارش هريك از آنها در خط لري ناميده. پس از آنكه چندين بار نوشتهي ايشان را خواندم مواردي به ذهن اين كمينه متبادر شد، كه شايد به نوعي جوابيهاي براي برخي پرسشها و تكملهاي بر بخشي از سخنان اين دوست گرامي باشد. لذا متن حاضر را، - كه مطرح شدن مباحثاش طي دو مقالهي جدا در زنجيره نوشتارهاي قوانين و قواعد نگارش لري، براي آينده برنامهريزي شده بود- هماينك و در دو بخش تقديم حضور شما خوانندهي عزيز مينمايم. بخش نخست گذري بر آواها و نويسههاي زبان و خط لري زبان لري داراي 48 آواي منفرد و مستقل مي باشد، كه از مجموع آنها، 10 آوا مصوت و 38 آواي ديگر صامت ميباشند. عليرغم آنكه نويسههاي لاتين به دليل انعطافپذيري بسيار زياد، و دارا بودن قابليت جدانويسي، براي نمايش اين همه آوا و نگارش دقيقتر واژهگان زبان لري بهترين گزينهي ممكن بودند، اما با وجود همهي محدوديتها و نواقصشان، كه برخي از آنها عبارتند از : 1 - تعداد و تنوع كم نويسهها براي نماياندن تماميي آواهاي زبان لري 2 - دشواريي طراحيي نويسههاي جديد كه ضمن نامأنوس نبودن، زيبايي و استقلال خط لري را حفظ نموده و با ديگر نويسههاي الفباي لري و ديگر الفباهاي مشابه متفات باشند. 3 – ذهنيت پيشين گويشور دربارهي بسياري از نويسهها، به دليل بهرهگيري از انها در خط فارسي و. .. كه منجر به انعطافپذيريي نسبتاً كم نويسهها بنابر دلايل متعددي، - از جمله آموزش سريع و راحتتر، و با اتخاذ راهكارها و چارهانديشيهايي براي رفع اينگونه كمبودها و كاستيها، نويسههاي خط عربي براي نگارش زبان لري برگزيده شدند. آواهاي گرد و نيمگرد در مورد گروه «آواهاي گرد و نيمگرد » بايد گفت؛ همانگونه كه در نوشتارهاي «قواعد کلیي املای كلمات لري در خط لور» و « نويسهي كرسي در خط لري » عرض شد، چنانچه آواي لب و دندانيي « و - V » را، نه از نظر دانش آواشناسي بلكه، تنها به دليل شكلاش و ذهنيتي كه بيشتر آموختهگان و خوانندهگان و نويسندگان خط و زبان فارسي نسبت به نويسهي آن دارند با اغماض، جزو مجموعه آواهاي كه براي اداي آنها لبها حالتي گرد به خود ميگيرند فرض كنيم، آنگاه در ميان آواهاي زبان لري، آواهاي گرد ( اعم از واكه و همخوان ) شامل آواهاي « V , œ , W , O , Ö , U , Ü » ميشوند، كه با شمارهگان 7 پُر تعدادترين و بزرگترين خانوادهي آواهاي لري ميباشند. نكته جالب توجه اينجاست كه بيشتر آواهاي اين گروه را، واكه (مصوت)ها تشكيل ميدهند؛ و از آنجاييكه به دليل ساختار آواييي واژهگان لري، معمولاً در اكثر آنها، واكهها استفادهي بيشتري نسبت به همخوان (صامت)ها دارند، پس اين گروه بهخاطر تعداد زياد واكههايش لقب پُر كاربردترين گروه آوايي را نيز به خود اختصاص داده است. پس اين كاملاً درست است، اگر كه اين گروه را مهمترين گروه آوايي بناميم. بنابر همهي دلايل فوق اگر سعي شود تا به هر يك از اين آواها كه تقريباً مخرجي نزديك به هم دارند، و گويشور نيز، به هر دليل علمي و غيرعلمي، دربارهي شكل و نمايهي آنها ذهنيتي شبيه پندار دارد ( تقريبا شكلي شبيه « و » فارسي و عربي)، نويسههايي مجزا و منحصر بهفرد، اما تقريباً شبيه اختصاص داده شود، شديداً با كمبود نويسه مواجه ميشويم. اين كمبود وقتي شديدتر احساس ميشود كه بخواهيم قواعدي لازم الاجراء، همچون حفظ استقلال خط از ديگر خطوط مشابه، رواني خوانش، راحتي و سرعت در نوشتن، زيبايي، و سادگي آموزش خط را هم رعايت نماييم. چه با لحاظ كردن اين قواعد خودبهخود برخي از نويسهها كنار گذاشته مي شوند. لذا ما با اتخاذ راهكار تغيير كاربري و دلالت نويسهها، تا حدودي بر اين مشكل فايق آمديم. براي نمونه چون در لري آوايي نظير آنچه كه در عربي تنوين ناميده ميشود، وجود ندارد، از شكل نويسهي« ٌ » كه در عربي بر تنوين « اُن »دلالت دارد براي نماياندن آواي لري « Ü » استفاده شده. تنها سختيي اين كار تغيير ذهنيت سابق خط آموز نسبت به اينگونه نويسهها و كاربرد جديد آنهاست. نهايتاً و در پايان كار مجموعه نويسههاي موجود در جدول زير براي تداعي و نماياندنِ آواهاي اين گروه آوايي تخصيص داده شدند.
شيوهي نگارشي گروه آواهاي گرد و نيمگرد قوانين حاكم، نكات و شيوهي نگارش هريك از آواهاي اين گروه به صورت زير ميباشند : 1 – آواي «V» : اين آواي لب و دنداني با صداي «V» كه يك همخوان(صامت) ميباشد، با نويسهي «و» نمايانده ميشود. از نظر نگارش يكي از ساده ترين آواهاي اين گروه ميباشد، و در هنگام نگارش بدون هرگونه استثنايي، و مانند « واو» در فارسي، دقيقاً مانند ملفوظ نگاشته و به هنگام بازخواني با همان صداي خوانده مي شود. 2 - آواي «O» : اين آوا (واكه – مصوت ) كه شبيه پيش فارسي، يا همان ضمه عربي اداء ميشود. در خط لور نيز همچون دو خط فارسي و عربي با نويسهي « ُ » نمايانده ميشود. نگارش اين آوا در دو زبان فارسي و عربي داراي موارد استثناء و شبه فراواني است. مثلاً طبق قراردادهاي آوايي خط فارسي واژهاي كه بهصورت « Xod » تلفظ ميشود بايد با نويسههاي «خُد» نوشته شود؛ اما چنانكه ميدانيم اين واژه با نويسههاي «خود» نوشته ميشود؛ و باز طبق همان قراردادهاي آوايي خط فارسي نويسهي «و» در دو نقش يكبار بجاي صامت «V» ( مانند وَجب= فاصله بين نوك انگشتان كوچك و شست در حالتي كه پنجه كاملاً باز است ) و ديگر بار به عنوان يك مصوت «U» ( رود = جوي، رودخانه، نام يك ساز ) بكار ميرود. در اينجا ملاحظه ميشود كه، لحاظ شدن و چربش قواعد شمارهي 4، 5 و تا حدودي هم 7، از مجموعه قواعد کلیي املای كلمات لري در خط لور، باعث رد قاعدهي 1 از همان مجموعه شده است. اما از آنجا كه مصوتهاي زبان لري ( بويژه گروه مصوت هاي گرد ) نسبت به دو زبان گفته شده بسيار بيشتراند، و نيز آرايش آوايي ( توالي و محل وقوع صامتها و مصوتها ) در واژهگان زبان لري با دو زبان ديگر تفاوتهاي دارد. مثلاً وجود مصوت ابتدائي، و يا توالي دو مصوت در واژهگان لري و با توجه به وجود نويسهاي پُركاربرد با نام «كرسي»، در خط لور، و هويت بيصدا و بدون آوا بودنش و نيز رسالت پايهئي براي مصوتهاي بيشمار خط لري بودنش، و تنها براي سبك كردن بار اين نويسه با هدف پرهيز از سختي خوانش واژهگان مكتوب لري، و نيز رعايت قواعد شمارهي 9، 8، 6، 3، 2 و 1 از همان مجموعه قواعد، استفاده از نويسهي «و» به جاي نويسهي «ـُُ» بجز در موارد زير : 1 - 1 ) انتهاي واژهگاني كه از ديگر زبانها به وام گرفته شده و در زبان اصلي مختوم به « ان » ( الف و نون ) بوده و پس از آنكه تحت پرداختهاي ساختار آوايي لري قرار گرفتهاند وارد محاورات لري شدهاند. ( مخصوصاً در گويشهاي شماليتر لري ) 2 – 1 ) واژهگان لري، كه با «ـُُ» جمع بسته شدهاند. براي نمونه : ويسئضُ ( به فارسي : ويسيان )كه بهتر است بصورت ويسئو نوشته شود. 3 – 1 ) واژهگاني كه نويسهي ماقبل آخر آنها يكي از نويسههاي « و، ؤ » نميباشد. 4 – 1 ) واژهگان تك هجاييي صرفي. براي نمونه : جو ( به فارسي : جان ) كه بهتر است به ديگر حالات ( مثلاً جُض ) ارجح باشد. 5 – 1 ) واژهگاني كه از ديگر زبانها اقتباس گرديدهاند. خوتكار كه از «خودكار» فارسي برگرفته شده است. در ديگر واژهگان لري به هيچ وجه پيشنهاد نميشود. 6 – 1 ) هنگامي كه اين آوا نقش حرف ربط را ايفاء ميكند. مانند : مض و او نكته 1 : لازم به يادآوري است كه بنابر قواعد شمارهي 2، 3، 4، 5، 7 و 9 از قواعد کلیي املای كلمات، خط لري تأكيد فراواني بر جدانويسيي ساختارهاي دستوري دارد. اين تأكيد البته تا آنجايي است، كه ناقض قواعد شمارهي 1، 5، 6، 7 و 8 از همان مجموعه قواعد نگردد. فلذا نبايد نگارش واژهگان مركبي نظير خوت = خو + ت ( معادل «خودت» در فارسي )، كه نابيستي به شكلي ديگر نوشته شود. نكته 2 : ديگر اينكه طبق قاعدهي شمارهي 2، در نگارش حروف ندا و اصوات تك هجايي استفاده از نويسهي « و » در پايان واژه ممنوع ميباشد. مانند : نوشتن خُض ( معادل خُب در فارسي ) براي پرهيز از شبه با خُو ( معادل خوب و نيكو در فارسي ) به هنگام خوانش. 3 – آواي « U» : در رسم الخط لري، قوانين حاكم بر نگارش اين آوا كه يك واكه ميباشد، دقيقاً همانند شيوهي نگارش واكهي « او » در فارسي است، و بلااستثناء با يك نويسه نوشته ميشود. البته در ابتداي واژهگان مشمول قوانين نويسهي «كرسي»، ميشود. مانند : بوًضم ( معادل پدر در فارسي )، بوً (معادل باش در فارسي )، اوً (معادل ضماير آن و او در فارسي ) 4 – آواهاي « Ü» و «œ» : اين دو واكه، كه به ترتيب با نويسههاي « ٌ» و « ّ » نمايانده ميشوند. همواره و بدون هيچگونه استثنايي بصورت اعراب بر روي صامتها و يا كرسي قرار ميگيرند. مانند: زٌي در لكي ( معادل زود در فارسي )، دّر (معادل دور، گرداگرد در فارسي). 5 – آواهاي « W» و « Ö» : در رسم الخط لري، قوانين حاكم بر نگارش اين دو، واكه كه با يك نويسه نمايانده ميشوند، دقيقاً همانند شيوهي نگارش واكهي «وً » در لري است، و بلااستثناء به يك شكل نوشته ميشود. فقط در ابتداي واژهگان مشمول قوانين نويسهي «كرسي»، ميشوند. در هنگام خواندن، براي تشخيص اينكه نويسهي «ؤ» بر كداميك از اين دو آوا دلالت ميكند. كافيست به موارد زير توجه شود : 1 – 5 ) چنانچه واج پیش از آن صدادار باشد، صدایي مانند « W» انگلیسی یا « و » عربی دارد. براي نمونه در واژهگان ؛ اَؤ، آؤ ( معادل آب در فارسي )، شِؤ، شَؤ ( به ترتيب در لری ثلاثی، بختياری و لری جنوبی معادل شب در فارسي ) 2 – 5 ) چنانچه در ابتداي واژه اي باشد، و يا واجی پیش از آن نباشد و یا واج پیش از آن بی صدا باشد، صدایي بسیار شبیه «اّ» (œ) اما اندکی کشیده تر دارد. ادامه دارد. .. |
